محاسبه درصد سود و زیان

قیمت خرید و فروش را وارد کنید تا درصد سود، مبلغ سود و حاشیهٔ سود را ببینید؛ یا قیمت فروش را برای سود دلخواه پیدا کنید.

تومان
تومان
درصد سود
—
مبلغ سود
—
حاشیهٔ سود
—
قیمت فروش
—

این ابزار کاملا در مرورگر شما اجرا می‌شود و هیچ داده‌ای به سرور ارسال نمی‌شود.

فهرست مطالب

محاسبه درصد سود به شما می‌گوید از هر معامله واقعا چقدر سود برده‌اید و برای رسیدن به سود دلخواه، کالا را با چه قیمتی بفروشید. ابزار بالا دو حالت دارد: در حالت اول قیمت خرید و فروش را وارد می‌کنید و درصد سود یا زیان، مبلغ سود و حاشیهٔ سود را می‌بینید؛ در حالت دوم قیمت خرید و درصد سود هدف را می‌دهید و قیمت فروش پیشنهادی را می‌گیرید. مثلا کالایی را که ۵۰ هزار تومان خریده‌اید، اگر بخواهید ۳۰ درصد روی قیمت خرید سود کنید، باید ۶۵ هزار تومان بفروشید. اما اگر منظورتان از «۳۰ درصد سود» حاشیهٔ سود باشد، قیمت فروش ۷۱٬۴۲۹ تومان است. این تفاوت شش‌هزارتومانی در هر فروش، همان چیزی است که بخش بزرگی از این صفحه دربارهٔ آن است.

راهنمای استفاده از محاسبه درصد سود

  1. حالت محاسبه را انتخاب کنید.
  2. قیمت خرید (تمام‌شده) را وارد کنید.
  3. قیمت فروش یا درصد سود مورد نظر را بنویسید.
  4. نتیجه شامل مبلغ سود، درصد سود و حاشیهٔ سود است.

فرمول محاسبه درصد سود

سود هر معامله برابر است با قیمت فروش منهای قیمت تمام‌شده. درصد سود که به آن مارک‌آپ هم می‌گویند، این سود را با قیمت خرید مقایسه می‌کند: سود تقسیم بر قیمت خرید ضرب در صد. اگر کالایی را ۸۰ هزار تومان خریده‌اید و ۱۰۰ هزار تومان فروخته‌اید، سود ۲۰ هزار تومان است و درصد سود ۲۵ درصد. اگر قیمت فروش از قیمت خرید کمتر باشد، همین فرمول عددی منفی می‌دهد که درصد زیان است؛ کالایی که ۱۲۰ هزار خریده و ۱۰۰ هزار فروخته‌اید، حدود ۱۶٫۷ درصد زیان داشته است. ابزار بالا در این حالت به‌جای درصد سود، درصد زیان را نمایش می‌دهد و پیام زیان‌ده بودن معامله را هم نشان می‌دهد.

فرمول درصد سود و حاشیهٔ سود
صورت هر دو کسر یکی است؛ فقط مخرج فرق می‌کند و همین فرق کوچک، قیمت‌گذاری را عوض می‌کند.

برای پیدا کردن قیمت فروش از روی درصد سود هدف، کافی است قیمت خرید را در یک به‌اضافهٔ درصد سود ضرب کنید. برای سود ۳۰ درصدی روی کالای ۵۰ هزار تومانی، ۵۰ هزار را در ۱٫۳ ضرب می‌کنید و ۶۵ هزار تومان به دست می‌آید. این ساده‌ترین روش قیمت‌گذاری است که در بیشتر مغازه‌ها استفاده می‌شود و به آن قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه می‌گویند.

فرق حاشیه سود و درصد سود (مارک‌آپ) چیست؟

حاشیهٔ سود همان سود است، اما این بار با قیمت فروش مقایسه می‌شود: سود تقسیم بر قیمت فروش ضرب در صد. در مثال بالا که کالا ۸۰ هزار خریده و ۱۰۰ هزار فروخته شده، حاشیهٔ سود ۲۰ درصد است، در حالی که درصد سود روی قیمت خرید ۲۵ درصد بود. هر دو عدد درست‌اند و هر دو یک معامله را توصیف می‌کنند؛ فقط از دو زاویهٔ مختلف. مارک‌آپ برای فروشنده‌ای مفید است که از قیمت خرید شروع می‌کند و می‌خواهد بداند چقدر روی آن بکشد. حاشیهٔ سود برای کسی مفید است که از درآمد فروش شروع می‌کند و می‌خواهد بداند از هر صد تومانی که مشتری می‌پردازد، چند تومان سود است. گزارش‌های مالی شرکت‌ها، صورت سود و زیان و تحلیل‌های بورسی تقریبا همیشه از حاشیه استفاده می‌کنند.

مشکل از جایی شروع می‌شود که این دو با هم قاطی شوند. فروشنده‌ای که در کتاب یا دوره‌ای خوانده «حاشیهٔ سود سالم برای این صنف ۳۰ درصد است» و بعد ۳۰ درصد روی قیمت خرید می‌کشد، در واقع حاشیه‌ای حدود ۲۳ درصد دارد و نمی‌فهمد چرا آخر ماه پولی که انتظار داشت در حساب نیست. جدول زیر تبدیل این دو عدد به یکدیگر را نشان می‌دهد.

عدد درصد اگر مارک‌آپ باشد، حاشیهٔ معادل اگر حاشیهٔ هدف باشد، مارک‌آپ لازم
۱۰ درصد ۹٫۱ درصد ۱۱٫۱ درصد
۲۰ درصد ۱۶٫۷ درصد ۲۵ درصد
۲۵ درصد ۲۰ درصد ۳۳٫۳ درصد
۳۰ درصد ۲۳٫۱ درصد ۴۲٫۹ درصد
۴۰ درصد ۲۸٫۶ درصد ۶۶٫۷ درصد
۵۰ درصد ۳۳٫۳ درصد ۱۰۰ درصد
۱۰۰ درصد ۵۰ درصد ممکن نیست

یک نکتهٔ جالب در این جدول هست: مارک‌آپ می‌تواند هر عددی باشد، حتی ۳۰۰ درصد، اما حاشیهٔ سود هرگز به ۱۰۰ درصد نمی‌رسد، چون سود نمی‌تواند از کل قیمت فروش بیشتر باشد. ابزار بالا هم اگر در حالت قیمت‌گذاری با مبنای حاشیه، عدد ۱۰۰ یا بیشتر وارد کنید، پیام خطا می‌دهد.

مقایسهٔ ۳۰ درصد مارک‌آپ و ۳۰ درصد حاشیه
کسی که حاشیهٔ ۳۰ درصد می‌خواهد ولی ۳۰ درصد روی قیمت خرید می‌کشد، هر بار ۶٬۴۲۹ تومان کم می‌گیرد.

قیمت تمام‌شده را درست حساب کنید

درصد سود فقط به اندازهٔ قیمت تمام‌شده‌ای که وارد می‌کنید دقیق است. خیلی از فروشنده‌های کوچک فقط قیمت خرید را در نظر می‌گیرند و بعد تعجب می‌کنند که چرا با وجود «سی درصد سود»، کسب‌وکارشان به زحمت سرپا می‌ماند. قیمت تمام‌شده یعنی همهٔ پولی که خرج می‌شود تا کالا به دست مشتری برسد: قیمت خرید از عمده‌فروش، کرایهٔ حمل تا مغازه یا انبار، بسته‌بندی، هزینهٔ ارسال برای مشتری اگر رایگان اعلام کرده‌اید، کمیسیون فروشگاه اینترنتی یا درگاه پرداخت، و سهمی از هزینه‌های ثابت مثل اجاره و حقوق. اگر کالا را از خارج وارد می‌کنید، حقوق گمرکی و هزینهٔ ترخیص را هم اضافه کنید.

بخش سخت ماجرا هزینه‌های ثابت است، چون به یک کالای خاص مربوط نیستند. یک روش ساده این است که جمع هزینه‌های ثابت ماهانه را بر تعداد فروش ماهانهٔ معمول تقسیم کنید تا سهم هر فروش به دست بیاید. مثلا اگر اجاره و قبوض و حقوق یک مغازه ماهی ۶۰ میلیون تومان است و ماهی حدود ۱۲۰۰ فروش دارید، هر فروش باید ۵۰ هزار تومان از این هزینه‌ها را پوشش دهد. این عدد را به قیمت تمام‌شده اضافه کنید یا دست‌کم بدانید سود ناخالصی که ابزار نشان می‌دهد باید پیش از هر چیز این مبلغ را جبران کند. فاصلهٔ بین سود ناخالص و سود خالص دقیقا همین هزینه‌هاست.

مثال: قیمت‌گذاری برای فروش اینترنتی

فرض کنید کالایی را ۲۰۰ هزار تومان می‌خرید، ۱۵ هزار تومان هزینهٔ ارسال و ۵ هزار تومان هزینهٔ بسته‌بندی دارد و در یک فروشگاه اینترنتی می‌فروشید که ۸ درصد قیمت فروش را به عنوان کمیسیون برمی‌دارد. هدف‌تان حاشیهٔ سود ۲۵ درصدی پس از همهٔ این هزینه‌هاست. قیمت تمام‌شدهٔ ثابت شما ۲۲۰ هزار تومان است. چون کمیسیون درصدی از قیمت فروش است، نمی‌توانید آن را به سادگی به قیمت تمام‌شده اضافه کنید؛ باید هم حاشیه و هم کمیسیون را از قیمت فروش کم کنید. قیمت فروش لازم برابر است با ۲۲۰ هزار تقسیم بر یک منهای ۰٫۲۵ منهای ۰٫۰۸، یعنی حدود ۳۲۸ هزار تومان. اگر همین کالا را با روش ساده و ۲۵ درصد روی قیمت تمام‌شده قیمت می‌گذاشتید، ۲۷۵ هزار تومان می‌فروختید و پس از کمیسیون، حاشیهٔ واقعی‌تان حدود ۱۲ درصد می‌شد؛ کمتر از نصف هدف.

این مثال نشان می‌دهد چرا فروشنده‌های اینترنتی باید با حاشیه فکر کنند، نه با مارک‌آپ. هر هزینه‌ای که درصدی از قیمت فروش است، مثل کمیسیون، کارمزد درگاه یا مالیات بر ارزش افزوده‌ای که شامل قیمت است، فقط با منطق حاشیه درست حساب می‌شود. برای حالت‌هایی که مالیات بر ارزش افزوده هم دارید، اول قیمت بدون مالیات را با این روش پیدا کنید و بعد مالیات را با محاسبه مالیات بر ارزش افزوده اضافه کنید.

تخفیف چقدر از سود را می‌خورد؟

تخفیف همیشه از سود کم می‌شود، نه از قیمت خرید، و همین باعث می‌شود اثرش خیلی بزرگ‌تر از چیزی باشد که به نظر می‌رسد. کالایی را در نظر بگیرید که ۵۰ هزار تومان خریده‌اید و با ۳۰ درصد سود، ۶۵ هزار تومان قیمت گذاشته‌اید. اگر روی این قیمت ده درصد تخفیف بدهید، قیمت فروش به ۵۸٬۵۰۰ تومان می‌رسد و سود شما از ۱۵ هزار به ۸٬۵۰۰ تومان کاهش می‌یابد. یعنی تخفیف ده‌درصدی، ۴۳ درصد سودتان را برده است. با تخفیف ۲۰ درصدی، قیمت به ۵۲ هزار تومان می‌رسد و فقط دو هزار تومان سود باقی می‌ماند؛ و تخفیف ۲۵ درصدی شما را زیر قیمت خرید می‌برد. پیش از اعلام هر حراج، قیمت بعد از تخفیف را با محاسبه تخفیف پیدا کنید و همان را در حالت اول این ابزار وارد کنید تا سود واقعی را ببینید.

راه مقابله با این مسئله نه حذف تخفیف، بلکه حساب کردن آن از قبل است. اگر می‌دانید در طول سال چند بار حراج دارید یا برای مشتری‌های عمده تخفیف می‌دهید، این تخفیف‌ها را در حاشیهٔ هدف لحاظ کنید. همچنین گاهی تخفیف باعث افزایش فروش می‌شود و سود کل را بالا می‌برد، حتی اگر سود هر واحد کم شود. برای سنجیدن این حالت، باید بدانید فروش چقدر باید زیاد شود تا سود کل ثابت بماند: در مثال بالا با تخفیف ده درصدی، برای جبران سود از دست رفته باید حدود ۷۶ درصد بیشتر بفروشید؛ عددی که در بیشتر حراج‌ها به دست نمی‌آید.

درصد زیان و برگشت از زیان

وقتی معامله‌ای زیان‌ده است، یک نکتهٔ ریاضی کمتر شناخته‌شده اهمیت پیدا می‌کند: برای جبران یک درصد زیان، به درصد سود بیشتری نیاز دارید. اگر سهام یا کالایی ۲۰ درصد ارزش از دست بدهد، برای برگشت به قیمت اولیه باید ۲۵ درصد رشد کند، نه ۲۰ درصد. اگر ۵۰ درصد افت کند، برای برگشت به ۱۰۰ درصد رشد نیاز دارد. این عدم تقارن به این دلیل است که درصد زیان روی قیمت بالاتر و درصد سود روی قیمت پایین‌تر حساب می‌شود. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای به همین دلیل محدود کردن زیان را از به‌دست آوردن سود مهم‌تر می‌دانند. برای محاسبهٔ دقیق درصد تغییر بین دو قیمت، در هر جهتی، محاسبه درصد تغییر را ببینید.

درصد سود در شرایط تورمی

در اقتصادی که قیمت‌ها هر ماه بالا می‌رود، یک خطای رایج حساب کردن سود بر اساس قیمتی است که کالا را با آن خریده‌اید، در حالی که برای جایگزین کردن همان کالا باید پول بیشتری بپردازید. فرض کنید کالایی را سه ماه پیش ۱۰۰ هزار تومان خریده‌اید و امروز ۱۳۰ هزار می‌فروشید. روی کاغذ ۳۰ درصد سود کرده‌اید، اما اگر قیمت عمده‌فروشی همان کالا امروز ۱۲۰ هزار باشد، برای خرید دوباره فقط ده هزار تومان اضافه دارید. این سود دفتری که با تورم ساخته شده، اگر خرج شود، سرمایهٔ کسب‌وکار را کوچک می‌کند. فروشنده‌هایی که در دوره‌های تورمی سرپا می‌مانند، معمولا قیمت فروش را بر اساس قیمت جایگزینی تعیین می‌کنند، نه قیمت تاریخی خرید. یعنی در ابزار، به‌جای قیمتی که پرداخته‌اید، قیمت امروز بازار عمده را به عنوان قیمت خرید وارد می‌کنند. برای دیدن اثر تورم روی پول یک دوره، محاسبه ارزش پول و تورم کمک می‌کند.

سود ناخالص، سود خالص و نقطهٔ سربه‌سر

عددی که ابزار بالا نشان می‌دهد سود ناخالص هر واحد است؛ یعنی سود پیش از کم کردن هزینه‌های ثابت، مالیات بر درآمد و سایر هزینه‌های عمومی. سود خالص آن چیزی است که پس از همهٔ این هزینه‌ها در پایان ماه یا سال برای صاحب کسب‌وکار باقی می‌ماند. فاصلهٔ این دو در کسب‌وکارهای کوچک معمولا زیاد است و همین دلیل اصلی شکست بسیاری از مغازه‌ها و فروشگاه‌های اینترنتی تازه‌کار است. یک مفهوم مفید در این زمینه نقطهٔ سربه‌سر است: تعداد فروشی که سود ناخالص آن دقیقا هزینه‌های ثابت را پوشش دهد. اگر هزینه‌های ثابت ماهانه ۶۰ میلیون تومان و سود ناخالص هر فروش ۱۵ هزار تومان باشد، باید ماهی ۴ هزار فروش داشته باشید تا فقط به صفر برسید. اگر این عدد با ظرفیت واقعی شما فاصله دارد، یا باید حاشیه را بالا ببرید یا هزینه‌های ثابت را پایین بیاورید.

گرد کردن قیمت و قیمت‌های روانی

قیمتی که فرمول می‌دهد معمولا عددی مثل ۷۱٬۴۲۹ تومان است که روی برچسب قفسه یا صفحهٔ فروشگاه نمی‌نشیند. تقریبا همیشه باید آن را گرد کنید و جهت گرد کردن هم اهمیت دارد. گرد کردن به پایین، حتی به اندازهٔ چند صد تومان، در هزاران فروش به رقمی قابل‌توجه می‌رسد؛ پس اگر نمی‌دانید به کدام سمت گرد کنید، به بالا گرد کنید و بعد قیمت رقبا را ببینید. بسیاری از فروشگاه‌ها قیمت‌هایی مثل ۶۹ هزار یا ۹۸ هزار تومان را به ۷۰ و ۱۰۰ هزار ترجیح می‌دهند، چون مشتری عدد اول را بیشتر به خاطر می‌سپارد و ۶۹ هزار را در ذهنش در دستهٔ «شصت و چند» می‌گذارد. این روش که قیمت‌گذاری روانی نام دارد، در کالاهای ارزان و خریدهای هیجانی اثر بیشتری دارد و در کالاهای گران و تخصصی که مشتری با دقت مقایسه می‌کند، اثرش کمتر است. هر قیمتی را که انتخاب کردید، دوباره در حالت اول ابزار وارد کنید تا مطمئن شوید پس از گرد کردن، هنوز به حاشیهٔ هدف‌تان می‌رسید.

چند توصیهٔ عملی برای قیمت‌گذاری

اول، همیشه مشخص کنید منظورتان از درصد سود، مارک‌آپ است یا حاشیه، و در تیم یا خانواده‌ای که با هم کار می‌کنید، همه همین تعریف را به کار ببرند. دوم، قیمت تمام‌شده را کامل حساب کنید و هر چند ماه یک بار آن را با هزینه‌های تازه به‌روز کنید. سوم، برای کالاهایی که قیمت خریدشان مرتب بالا می‌رود، قیمت فروش را بر اساس قیمت جایگزینی تعیین کنید. چهارم، تخفیف‌ها را از پیش در حاشیه لحاظ کنید تا حراج‌ها شما را زیر قیمت تمام‌شده نبرند. و در نهایت، به قیمت رقبا هم نگاه کنید؛ فرمول سود می‌گوید حداقل قیمت شما چقدر باید باشد، اما بازار می‌گوید حداکثر قیمت قابل‌قبول چقدر است. اگر این دو عدد با هم جور درنمی‌آیند، مشکل در قیمت تمام‌شده یا انتخاب کالاست، نه در فرمول. برای محاسبه‌های درصد عمومی‌تر، محاسبه درصد و برای ساختن فاکتور فروش با جمع و مالیات، ساخت فاکتور آنلاین را ببینید. سایر ابزارها در صفحهٔ محاسبه‌گرهای مالی و بانکی آمده‌اند.

آخرین بازبینی محتوا: · تیم تحریریه ابزار جیبی

سوالات متداول

کالایی که ۵۰ هزار خریدم را چند بفروشم تا ۳۰٪ سود کنم؟
۵۰٬۰۰۰ × ۱٫۳ = ۶۵٬۰۰۰ تومان.
حاشیه سود ۳۰ درصد یعنی چند درصد روی قیمت خرید؟
حدود ۴۲٫۹ درصد. برای رسیدن به حاشیهٔ ۳۰ درصد باید قیمت خرید را بر ۰٫۷ تقسیم کنید، نه اینکه در ۱٫۳ ضرب کنید.
درصد ضرر چطور حساب می‌شود؟
مبلغ ضرر را بر قیمت خرید تقسیم و در ۱۰۰ ضرب کنید. کالایی که ۱۲۰ هزار خریده و ۱۰۰ هزار فروخته‌اید، حدود ۱۶٫۷ درصد ضرر داشته است.
اگر روی قیمتی که ۳۰ درصد سود دارد ۱۰ درصد تخفیف بدهم، چقدر سود می‌ماند؟
سود روی قیمت خرید از ۳۰ به ۱۷ درصد پایین می‌آید؛ یعنی تخفیف ده‌درصدی بیش از یک‌سوم سود را می‌برد.
قیمت تمام‌شده شامل چه چیزهایی است؟
قیمت خرید به‌اضافهٔ همهٔ هزینه‌هایی که برای رساندن کالا به دست مشتری می‌دهید؛ مثل حمل، بسته‌بندی، کمیسیون فروشگاه اینترنتی و سهم هزینه‌های ثابت.

این ابزار چقدر برایتان مفید بود؟

اولین نفری باشید که به این ابزار امتیاز می‌دهد.

↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردنEsc بستن